سلام دوستای گلممم.خوبید؟من فائزه هستم و این وبلاگو باز کردم تا لحضاتی توش خوش بگذرونیدو با نظراتتون منو خوشحال کنید. کپی هم آزاده آزاده .لطفا منو تو این کار یاری کنید تا وبلاگو بهتر وبهترش بکنیم.
تا حالا دقت کردین وقتی میریم سر یخچال و همه جاشو خوب میگردیم بازم فکر میکنیم که یه چیزی توش هست که ما نمیتونیم پیداش منیم![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
تاحالا دقت کردین هر وقت حوصلمون سر میره اولینجایی که میریم سر یخچاله؟![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
برچسب:
نویسنده: faezeh
سرنوشت کسی که عاشق میشه!!!!!!!!!!!!!
آخه چراعاشق شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اه
برچسب:
نویسنده: faezeh
برچسب:
نویسنده: faezeh
برچسب:
نویسنده: faezeh
دوستای خوب خودم تو یکی از وبلاگا دیدم نوشته بود یه دختر دو ساله که عفونت کل بدنشو گرفته و بستریه دکترا جوابش کردن ویه پسر دوسالهکه به علت تومور چشمی چشم چپشو از دست داده دکترام گفتن که یا باید اب زیر چشم چپشو بگیریم یا تومور کلمغزشو فرا میگیره و خدایی نکرده فوت میشه.ازتون خوااااهششش میکنم اونارو دعاکنید شاید خدا دعای ما رو براورده کنه و حال بچه ها خوب شه لطفا این موضوع رو تو وبلاگتون بدرجید اصلا درست نیست که چون این موضوع قشنگ نیس یا غمگینه یا ربطی به وبلاگتون نداره ندرجینش![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
نخ داخل شمع٬از شمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی؟
شمع جواب داد:مگه میشه کسی که تو قلبه منه بسوزه و من اشک نریزم![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن
یک سار شروع به خواندن کرد اما مرد
نشنید
،فریاد براورد:خدایا با من حرف بزن!اذرخش در اسمان غرید اما مرد گوش نداد.مرد به
اطراف خود نگاه کرد و گفت:خدایا بگذار تو را ببینم!ستاره ای درخشید اما مرد ندید.مرد فریاد
کشید:یک معجزه به من نشان بده!نوزادی متولد شد اما مرد توجه نکرد.پس مردفریاد زد با
اشاره ای کوچک مرا لمس کن تا بدانم اینجا حضور داری!در همین حال خدا مرد را لمس کرد ا
ما مرد پروانه را با دستش پراند.......حواسمان باشد
او همین جاست.![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
برچسب:
نویسنده: faezeh
تو بشو ساحل قلبم
من میشم ماهی مرده
تا بگن به عشق ساحل
لب دریا جون سپرده
برچسب:
نویسنده: faezeh
روی آن شیشه ی تب دار تورا ها کردم
اسم زیبای تورا بانفسم جا کردم
شیشه بد جور دلش ابری وبارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
باسر انگشت کشیدم به دلش عکس تورا
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh
برچسب:
نویسنده: faezeh
یک روز صبح روزنامه نگاری داشت به سر کار می رفت که به خاطر تصادفی که شده بود توی ترافیک گیر افتاده بود.
تصمیم گرفت از تصادف خبری تهیه کند .جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودند بنابراین خبرنگار برای رساندن خود به محل تصادف فکری کرد و بعد فریاد زد بذارید رد شم من پسرشم من پسرشم وقتی به صحنه نزدیک تر شد فکر می کنید چی دید؟؟؟!!!!
.
.
.
.
یک الاغ![]()
برچسب:
نویسنده: faezeh